حسن حسن زاده آملى
16
مجموعه مقالات (فارسى)
بنده و جنابعالى زارع و مزرعه و زراعت خودمانيم ، هرچه كاشتهايم همانيم ، و خودمان را آن چنان كه ساختهايم محشوريم . يكى از موازين محكم ، و مسائل متين حكمت متعاليه اين است كه علم و عمل انسان سازند . هرچند كه به حسب ظاهر ، عمل حركت است ؛ نماز مىخوانيم حركت است ، طواف مىكنيم حركت است ، جهاد مىكنيم حركت است ، همه كارهاى ما حركت است ؛ و لكن در دل اين حركت بركت است و آن بركت ، ملكه و قدرت و منّه است ، اگر اعمال صالح باشند آن ملكات فضائل اخلاقى خواهند شد ، و اگر طالح باشند رذائل اخلاقى خواهند بود . غرض اينست كه از اين اعمال و حركات ، آن ملكات حاصل مىشوند و آن ملكات انسان سازند ، و انسان يعنى همين كه اينطور خود را ساخته است . همچنانكه به مدرسه رفتهايد و قلم در دست گرفتهايد ، تا كمكم از حركتها امروز دانا و خوانا و نويسا شدهايد ، همچنين از همهء اعمال خودمان كه حركاتاند داريم خودمان را مىسازيم ، باطن و سرّ و لبّ آنها همان ملكات انسانساز است . اين نماز كه به حسب ظاهر در اينجا قيام و قعود و حركات و اعراض است ، ظلّ آن نمازى است كه با او محشورى و او با تو محشور است ، آن نمازى كه حىّ است و نمىميرد ، آن نماز زنده ، توئى و تو او هستى ، و آن حقيقت قربة إلى اللّه است كه از اين حركات و توجهات در مسير استكمالى انسان ، در نهانخانهء سرّ ذات تو جا مىكند و مىنشيند . اين ملكات ، موادّ صور برزخى نفساند ؛ يعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ ، آن عمل بر آن صورت ، بر عاملش ظاهر مىشود كه صورت انسان در آخرت نتيجهء عمل و غايت فعل او در دنيا است و همنشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار ملكات او است كه از صقع ذات او پديد مىآيند ، و بر او ظاهر مىشوند و قائم به اويند كه در نتيجه انسان در اين نشأه ، نوع و در تحت آن افراد است ، و در نشأة آخرت جنس و در تحت آن انواع است و از اين معنى كه ظهور موادّ صور برزخى در جوهر نفس بوده